تبليغاتX
شعر های عاشقانه
شعر های عاشقانه
*~*~~*~*



| *| نوشته شده در چهارشنبه 2 اردیبهشت1388 و ساعت 7:44 بعد از ظهر توسط جواد احمدی |
*~*~~*~*



| *| نوشته شده در چهارشنبه 2 اردیبهشت1388 و ساعت 7:35 بعد از ظهر توسط جواد احمدی |
*~*~~*~*

 

 
 تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ... تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم ... تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست .. . تنهايي را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و
انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد


| *| نوشته شده در پنجشنبه 27 فروردین1388 و ساعت 2:49 بعد از ظهر توسط جواد احمدی |
*~*~~*~*




| *| نوشته شده در پنجشنبه 27 فروردین1388 و ساعت 2:13 بعد از ظهر توسط جواد احمدی |
*~*~جمله ای عاشقانه~*~*

امشب قاصدك خیالم را فوت كرده ام،
دیدمش،
به سوى آسمان رفت،

ماه را پشت سر مىگذارد و كهكشانها را رد خواهد كرد،
چشم انتظار باش!
نشانى تو را به او دادةام.
به او خوب گوش كن،
به تو خواهد گفت كه چه اندازه دوستت دارم





| *| نوشته شده در پنجشنبه 27 فروردین1388 و ساعت 2:8 بعد از ظهر توسط جواد احمدی |
*~*~قدرت عشق~*~*




شاعروفرشته ای باهم دوست شدند.....

فرشته پری به شاعردادوشاعرشعری به فرشته.....

شاعرپرفرشته رالای دفترشعرش گذاشتوشعرهایش بوی

اسمان گرفت.....

فرشته شعرشاعررازمزمه کردودهانش مزه عشق گرفت....

خداگفت دیگرتمام شد......دیگرزندگی برای هردوتان دشوار

می شود.....

زیراشاعری که بوی اسمان رابشنود زمین برایش کوچک

است......و

فرشته ای که مزه عشق رابچشد اسمان برایش کوچک است




| *| نوشته شده در پنجشنبه 27 فروردین1388 و ساعت 1:54 بعد از ظهر توسط جواد احمدی |
*~*~~*~*



| *| نوشته شده در چهارشنبه 26 فروردین1388 و ساعت 9:51 بعد از ظهر توسط جواد احمدی |
*~*~~*~*



| *| نوشته شده در چهارشنبه 26 فروردین1388 و ساعت 9:30 بعد از ظهر توسط جواد احمدی |
*~*~~*~*

Click to view full size image


| *| نوشته شده در چهارشنبه 26 فروردین1388 و ساعت 8:44 بعد از ظهر توسط جواد احمدی |
*~*~تنها~*~*

تنها مرگ است كه دروغ نمي گويد

خدا نكنه بميري

چون اگه اين اتفاق بيفته من تا ابد كنارتو مي ماندم

من تا ابد ترانه هاي عشقم را

در آرزوي عشق تو

 

******می خواندم******



| *| نوشته شده در چهارشنبه 26 فروردین1388 و ساعت 8:41 بعد از ظهر توسط جواد احمدی |
*~*~عشق~*~*

شبی از سوزدل گفتم قلم را

                                        بیا بنویس غم های دلم را

قلم گفتا برو بیمار عاشق

                                      ندارم طاقت این بار غم را



| *| نوشته شده در چهارشنبه 26 فروردین1388 و ساعت 8:26 بعد از ظهر توسط جواد احمدی |
*~*~در سر زمین خورشید~*~*

ای ستاره باورت می شود ؟

من دوستت دارم.

هر شب می چینم خوشه مته را از حوض

می دهمش به مهتاب .

ای ستاره باورت می شود ؟

در سرزمین خورشید

هر کسی باید خوشه ماه را بچیند

برای بهترین دوستش

ای ستاره باورت می شود؟



| *| نوشته شده در چهارشنبه 26 فروردین1388 و ساعت 8:21 بعد از ظهر توسط جواد احمدی |
*~*~عشق~*~*

عشق
عشق يعني خون دل

يعني جفا عشق يعني

درد و دل يعني

صفا عشق

يعني يك شهاب و يك سراب عشق يعني يك سلام و يك جواب عشق

يعني يك نگاه و يك نياز عشق يعني عالمي راز و نياز



| *| نوشته شده در چهارشنبه 26 فروردین1388 و ساعت 7:39 بعد از ظهر توسط جواد احمدی |
*~*~بخاطر هیچی زندگی نمیکنم~*~*

 

پرسيد:

 به خاطر كي زنده هستي؟ با اينكه دلم مي خواست با تمام وجودم داد بزنم

"بخاطر تو" بهش گفتم به خاطر هيچ كس. پرسيد پس به خاطر چه زنده

 هستي؟ با اينكه دلم فرياد ميزد "به خاطر تو" با يك بغض غمگين گفتم به

خاطر هيچ چيز. ازش پرسيدم تو به خاطر چي زنده هستي؟ در حاليكه اشك

 تو چشمانش جمع شده بود گفت به خاطر كسي كه به خاطر هيچ زنده

 است.



| *| نوشته شده در چهارشنبه 26 فروردین1388 و ساعت 12:17 بعد از ظهر توسط جواد احمدی |
*~*~فقط بخاطر تنها عشقم~*~*

my lovely girl
 

تو...برق تو چشامى  من مست اون نگاتم

تو يه حس عاشقونه  من شعر رو لباتم

 

من و تو باهم عاشق  شديم تو اين دقايق

من به تو دل سپردم   بيا بريم شقايق

اما ...

نمیدونم چى شد ؟   كى دل تو رو ربود

چه بى دليل رفتى   دلم اينجا بی تو مرد

 

بى چاره عشق تنهام     ميگفت واست ميمرد!

رفتى دل عاشقم      ديگه بدردت نخورد؟

...

ای عشق کیستی

ازجوانی پرسیدن عشق چیست ؟ گفت .........   پول وثروت.   

از پیری  پرسیدن عشق چیست؟  گفت............   عمر  

ازگل پرسیدن عشق چیست ؟ گفت  .......از من خوشبوتر.  

از پروانه پرسیدن عشق چیست ؟گفت.......... از من زیباتر . 

از خورشید پرسیدن عشق چیست؟ گفت .......از من سوزانتر.  

...   ودر آخر از خود عشق پرسیدن ..؟؟؟؟؟ 

ای عشق تو کیستی ؟؟گفت به خدا قسم نگاهی بیش نیستم.

 

 



| *| نوشته شده در پنجشنبه 20 فروردین1388 و ساعت 3:32 بعد از ظهر توسط جواد احمدی |
*~*~به نام حضرت عشق~*~*



| *| نوشته شده در پنجشنبه 20 فروردین1388 و ساعت 3:20 بعد از ظهر توسط جواد احمدی |
*~*~سال نو مبارک~*~*

 

دلهای پر مهرمان را به روزهای سبز و زیبای بهار پیوند

می زنیم و شادی را برای یکدیگر به ارمغان می آوریم.

همچنین: 

 عید نوروز را به گلهای یاس بهشت آرزوهایم ،پدر و مادر

عزیزم که عطرشان پایدار ومهرشان ستودنی است

تبریک میگویم..

***

سال نو مبارک






| *| نوشته شده در جمعه 30 اسفند1387 و ساعت 10:7 بعد از ظهر توسط جواد احمدی |
*~*~~*~*

زندگي چيست ؟

 

اگرخنده است چرا گريه مي کنيم ؟؟؟

 

اگر گريه است چرا خنده مي کنيم؟؟؟

 

اگر مرگ است چرا زندگي مي کنيم؟؟؟

 

 اگر زندگيست چرا مي ميريم؟؟؟

 

اگر عشق است چرا به ان نمي رسيم؟؟؟

 

اگر عشق نيست چرا عاشقيم؟؟؟



| *| نوشته شده در پنجشنبه 29 اسفند1387 و ساعت 1:27 بعد از ظهر توسط جواد احمدی |
*~*~~*~*

هر گز فکر نمی کرد بوسه ی او از روی هوس بوده

و تنها دخترک بی چاره را برای ارضای شهوت خود خواسته نه بیشتر

حالا دخترک گریه میکند

او دلش برای عشقی که نثارش کرده می سوزد

اما او می داند که اگر چه پسر او را تنها گذاشت

و مثل دستمالی او را بد از استفاده به دور انداخت بی هیچ عشقی...

اما عشق دخترک به او هوس نبود ....اما افسوس

افسوس که ان را به کسی نثار کرد که از دستمالی نیز بی ارزش تر بود.



| *| نوشته شده در پنجشنبه 29 اسفند1387 و ساعت 1:25 بعد از ظهر توسط جواد احمدی |
*~*~Kiss~*~*



| *| نوشته شده در پنجشنبه 29 اسفند1387 و ساعت 1:21 بعد از ظهر توسط جواد احمدی |
*~*~~*~*




| *| نوشته شده در پنجشنبه 29 اسفند1387 و ساعت 1:19 بعد از ظهر توسط جواد احمدی |
*~*~~*~*

  

اومدم به تو ، به گمشدم ، به عشقم بگم که چقدر دوستت دارم اما گفتی برو بعداً بیا !

روز اول که اومدم نذاشتی حرفی بزنم . روز دوم جواب سلامم رو ندادی و روز سوم حتی منو نگاه هم نکردی 

تازه فهمیدم همون روز اول منظورت از بعداً ، هیچوقت بود ...

من گمشده ی تو که نبودم هیچ ، مزاحمت هم بودم ...

امیدوارم روزی بفهمی که لیاقت تو رو هیچکس الا من نداشت و بیای بگی دوستم داری ...

اما فکر نمی کنم فایده ای داشته باشه ، میدونی چرا  ؟

چون تو اگه دوستت دارم رو هم فریاد بزنی من زیر خاک چیزی نمی شنوم !



| *| نوشته شده در پنجشنبه 29 اسفند1387 و ساعت 1:6 بعد از ظهر توسط جواد احمدی |
*~*~دوستت دارم~*~*

 
Click for Full Size View

فقط او را صدا کردم نيامد .. تمام شب دعا کردم نيامد.. به من گفت بايد

 با وفا بود.. به عهدش هم وفا کردم نيامد



| *| نوشته شده در دوشنبه 12 اسفند1387 و ساعت 8:27 قبل از ظهر توسط جواد احمدی |
*~*~تقدیم به تو عزیزم....~*~*

mach

 
یک شاخه گل از طرف یک قلب عاشق تقدیم به تو!
 
 
 
شاخه گلی که با یک دنیا عشق و احساس عاشقانه برای تو چیده ام!
 
 
 
از من بپذیر این هدیه را زیرا به خاطر تو و به عشق تو این شاخه را چیده ام!
 
 
 
این تنها هدیه من نیست ، قشنگترین هدیه در قلب من است !
 
 
 
همین قلبی که تنها برای تو میتپد !
 
 
 
هدیه من به تو این است :: دوستت دارم!
 
 
 
از من بپذیر زیرا از ته قلبم این کلام زیبا را به تو گفته ام!
 
 
 
همین که تو را دارم بهترین هدیه است ، همین که یک دنیا دوستت دارم زیباترین
 
 
 
 لحظه عاشقیست !
 
 
 
هر روز ، هر لحظه و هر ثانیه برای من و تو روز عشق است !
 
 
 
امروز روز تو و فردا روز من است ، آری هر روز ما روز عشق است !
 
 
 
میخواهم هر لحظه به تو این روزهای زیبا را تبریک بگویم و به عشق رسیدن روزهای در
 
 
 
کنار هم بودن لحظه شماری کنم !
 
 
 
یک شاخه گل از طرف کسی که یک دنیا دوستت دارد تقدیم به تو...
 
 
 
تو که میدانی خودت از گل نیز برایم زیباتری عزیزم ، گلی که جایش در قلب من است!
 

من و تو به انتظار روز وصال نشسته ایم تا به همگان ثابت کنیم که عاشق هم هستیم!
 

دستت را به من بده عزیزم ، بگذار به آغوش گرمت پناه ببرم ، زیرا آغوش تو امنترین و
 
 
 
گرمترین جای دنیاست !
 
حالا که در آغوشت هستم احساس میکنم خوشبخترینم !
 
 
 
دلم میخواهد همیشه در کنارم باشی تا من نیز احساس آرامش کنم!
 

یک هدیه دیگر نیز برای تو دارم ای بهترینم ، لبهای سرخت را بر روی لبانم بگذار تا آن را
 
به تو تقدیم کنم! 
 
mach


| *| نوشته شده در دوشنبه 12 اسفند1387 و ساعت 2:16 قبل از ظهر توسط جواد احمدی |
*~*~دوست دارم با تو باشم~*~*

دوست دارم خنده باشم بر لبانت نقش گیرم

دوست دارم عشق باشم در قلبت جای گیرم

دوست دارم شمع باشم بیاد تو بسوزم

دوست دارم اشک باشم زچشمانت بریزم

دوست دارم هر چه هستم هر چه باشم با تو باشم



| *| نوشته شده در یکشنبه 11 اسفند1387 و ساعت 3:8 قبل از ظهر توسط جواد احمدی |
*~*~~*~*

 sm
كاش مي ديدم چيـست
آنچه از چشم تو، تا عمق وجودم جاريست!
 
آه...وقتي كه تو لبخند نگاهت را مي تاباني
بـال مژگان بلنـدت را مي خواباني
 
آه وقتي كه تو چشمانت...آن جام لبالـب از جاندارو را
سوي اين تشنه ي جان سوختـه مي گرداني
موج موسيقي عشق، از دلم مي گذرد
روح گلرنگ شراب، در تنم مي گردد
دسـت ويرانــگر شــوق،
پرپرم مي كند اي غنچه ي رنگين، پرپر!
 
من در آن لحظه كه چشم تو به من مي نگرد
برگ خشكيده ي ايمان را در پنجه ي باد
رقص شيطاني خواهش را در آتش سبز!
نور پنهاني بخشش را در چشمه ي مهر
اهـتزاز ابـديت را مي بينم
 
بيش از اين، سوي نگاهت نتوانم نگريست
اهتزاز ابديت را، ياراي تماشايم نيست
 
کاش مي گفتي چيست؟
آنچه از چشم تو، تا عمق وجودم جاريست


| *| نوشته شده در یکشنبه 11 اسفند1387 و ساعت 2:20 قبل از ظهر توسط جواد احمدی |
*~*~زندگی~*~*

 

 

زندگی چیست؟


زندگی یک گُل سرخ


که من از بوته ی احساس خودم می چینم


لب یک پنجره ی آبی چوبی


به تماشای جریان سرخی اش می شینم


لب این پنجره تا این گُل هست


می توان تا قله های اوج رفت


می شود پرنده بود


از درٌه های غم گذشت


زندگی دیگر چیست؟


زندگی راز شکیبایی توست


وقت آزادی پروانه ی عشق


که تو از عمق وجود


در پیله ی دل پروردی


از برای آزادی اش


مهرش از دل افکندی


از عشق خود دل کندی


وباز زندگی


رودی خروشان


می رود از کنار تو


پا در این رود گذاری


تا همیشه در جریانی


ور نه از دور ببینی


از قافله جا می مانی...



| *| نوشته شده در شنبه 10 اسفند1387 و ساعت 8:33 بعد از ظهر توسط جواد احمدی |
*~*~زیبا~*~*

 

 

زیبا

 

بازا  که دلم گناه دارد زیبا

در سینه دوکوه آه دارد زیبا

این بوسه که آیه ای است از سوره ی عشق

تنها به لب تو راه دارد زیبا

تکلیف شبم سه بار روی رخ یار

شیک چهره ی مثل ماه دارد زیبا

یک عمر دلم برای تو شعر نوشت

شرمنده که اشتباه دارد زیبا

این فاصله ها دخل مرا آوردند

بازآ  که دلم گناه دارد زیبا



| *| نوشته شده در شنبه 10 اسفند1387 و ساعت 9:44 قبل از ظهر توسط جواد احمدی |
*~*~~*~*

 

 

دلتنگم …

قسم به ماهي هاي قرمزي که در غريبترين تنگها زندگي مي کنند- به گلهاي آفتاب گردان که هميشه دلتنگ نورند.
دلم براي نگاه تو تنگ شده
به کبوتران قسم- به بادبادکهايي که ناگهان در سينه آسمان گم ميشوند- دلم کودکانه برايت پر مي زند
مهربانم
چه وقتها که دوست داشتم با تو زير اولين باران بهار و زير اولين برف زمستان در پياده رو شهر قدم بزنم و با غرور تو را به گنجشکها نشان دهم.
چه غروبها که دوست داشتم کنار پنجره بنشينم و به شوق آمدنت بي تابانه آجرهاي ديوار کوچه را بشمارم و زير لب برايت دعا کنم.
چه شبهايي که دوست داشتم تو را همراه رنگين کماني در خواب ببينم تا بوسه اي هرچند کوتاه بر گونه هايم بنشاني- گاهي به پروانه ها قاصدکها آينه ها و ابرها التماس کردم که پيغام مرا به تو برسانند.
هر روز عکس تو را پيش رويم ميگذارم- اشکهايم را برايت ترجمه ميکنم.سفر عاشقانه شمع را برايت شرح ميدهم. از جدايي ها ميگويم و لاي دفتر خاطراتم پنهان ميکنم. نگاه کن دنيا به سرعت از مقابل من عبور ميکند.
پس کي ميخواهي دستهاي تشنه ام را به برکه هاي مهرباني ببري؟من گرمتر از تابستان و پر حرارت تر از شقايقها- من مواجتر از آن رودم که قرار است هزار سال بعد در سياره اي دور جاري شود.من از همه سايه ها به تو نزديکترم...



| *| نوشته شده در شنبه 10 اسفند1387 و ساعت 9:37 قبل از ظهر توسط جواد احمدی |
*~*~شعر عاشقانه~*~*

 

اي آسمون چرا گرفته اي ؟ نکنه تو هم عاشقي مثل من؟ پس تو

 هم گريه کن از عشق ، مثل من 

 اي آتيش چرا ميسوزي ؟ نکنه تو هم عاشقي مثل من؟ پس تو

 هم بسوز از عشق ، مثل من




| *| نوشته شده در شنبه 10 اسفند1387 و ساعت 9:4 قبل از ظهر توسط جواد احمدی |

 

 

 


jawad-ahmadi

جواد احمدی

jawad-ahmadi

http://jawad-ahmadi.blogfa.com

شعر های عاشقانه

شعر های عاشقانه

شعر های عاشقانه

فـــردا قراره منو تو از هم دیگه جدا بشیم

فـــردا فـراره همدم گریه بی صدا بشیم

تو کوچه های بی کسی نیستی وپرسه میزنم

آی آدما نگاه کنید غریب شهرتون منم

یادش بخیر منو تو یه قلب پاک و بی غرور

حالا چی شد عوض شدی دلت کجاست سنگ صبور

من تو رو عاشق میکنم هر جور شده حتی به زور

کی میخواد فــردا تو رو از من بگیره

کاش خونش ویرونه شه آتیش بگیره

ما باید فــردا رو از دنیا بگیریم ما اگه از هم جـدا بشیم میمیریم

ما باید قدر این روزا رو بدونیم وای اگه فــردا بیاد تنها میمونیم

بهترین شعر های عاشقانه را به کسی که دوست دارید بنویسید

شعر های عاشقانه

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog